قهرمان ميرزا عين السلطنه
6989
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
من نشسته بود با خنده همين را هم گفت . گفت امراى لشكر را خبر كرده بيائيد به جاى چهار تا پنج تا پنجاه تا بيايند . جز اينكه اينها ايرانى و ملت ايرانند اينجا كه آمدند ملتفت مىشوند و بهتر است . مستشار الدوله وزير معارف در ماه رمضان فقط يك روز عصر هيئت وزراء رفته . حتى از وزارت جنگ هم قهر كرده . مستشار الدوله را وزير علوم نموده است همانكه صد مرتبه وزير شده و همان پخى است كه بود ، بىعرضه ، ترسو ، بيكاره ، مذبذب . علوم وزير نداشت لازم هم ندارد . همه عالمند ، جاهل كيست . استاد حسن پررو و ظهير الاسلام شب خانهء عميد الدوله رفتم . پايش كه تازه بهتر شده بود باز درد گرفته . از بارندگى مىدانست . گفت پريروزها معتضد السلطنه اينجا آمد ، فرستاد استاد حسن نجار همسايهء ما را آوردند ، از سردستههاى شاهآباد است معروف به استاد حسن پررو . مدتى با او نجوا كرد . معلوم شد در باب ظهير الاسلام دستور مىدهد . عصر در مسجد پس از آنكه ميرزا عبد اللّه از قرآن همه را مىگفت ، برخاسته بود و گفته بود آقا اينهمه از قرآن تعريف مىكنى از قرآن دزد هم بگو . ميرزا عبد اللّه فورى امر به فرستادن صلوات مىكند . باز شروع به وعظ مىكند . مجددا استاد حسن برخاسته مىگويد با اين مذهب تازه كه اختيار كرده چه مىفرمائيد . باز امر به صلوات مىكند . ظهير الاسلام كه پاى منبر بود مثل مركب سياه شده بود . قرآن خط حضرت امير شب 19 منبر رفته بود . وسط موعظه يك بمب صدادار توى صحن انداخته [ شده ] بود كه همه يكمرتبه از جا پريده بودند . ديشب هم بنا بود خانمها يك آشوبى و مرافعهاى در وسط وعظ ظهير الاسلام برپا كنند . امروز كسى را نديدم كه بپرسم براى ظهير الاسلام زن و مرد به درستى پا شدهاند تا چه شود . اما او خيلى بىحيا و پررو و پوستكلفت است . معروف بلكه نزد جماعتى محقق است كه ظهير الاسلام در ايام توليت قرآن خط حضرت امير ( ع ) را از روى قبر مطهر حضرت رضا برداشته و به مبلغ گزافى به امريكائيها فروخته . اين حكايت خيلى مفصل است . در جرايد آنوقت مورد بحث بسيار شديدى تا چند سال بود و بالاخره گم شدن قرآن معلوم ، اما چه شد نامعلوم ماند .